فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 27

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

آورده است كه يك ايرانى دشمن وطن خويش سلطان سليم را مخاطب قرار داده و فتوحات او را در مقابل شاه اسمعيل ( 920 ) ستوده است . « 1 » فريدون بك اين شاعر را « خواجه اصفهانى » ميخواند . اين همان نامى است كه صاحب احسن التواريخ يعنى حسن روملو ، فضل اللّه را بدان خوانده است . در قصيدهء فارسى بيست و پنج بيتى شاعر پس از انواع دعاى خير كه نثار سلطان عثمانى كرده است از او ميخواهد كه دامنهء فتوحات خود را بر سرزمين « قزل بورك » برساند و سر اسمعيل را از تن جدا كند و كار اسكندر را سرمشق خود قرار دهد و ايران را به خاك روم ضم نمايد . قصيدهء ديگرى به تركى جغتايى است شامل چهل و يك بيت كه همان توقعات شعر فارسى در آن ديده مىشود . « 2 » شاعر خود را طبيبى سنى و تبعيد شده مينامد و ميگويد در خراسان و خوارزم و بلقان ( كوهى در ساحل شرقى درياى خزر ) عمرى گذرانده است . در اين شعر سلطان سليم را دعوت مىكند تا خراسان را از چنگال متجاوزان آزاد كند . اثر ديگرى كه از رشحات قلمى فضل اللّه است غزلى است كه ماده تاريخ به تخت نشستن سلطان سليمان ( 926 ) در آن ديده مىشود و يك بيت از آن در احسن التواريخ نقل شده است . « 3 » آخر اين غزل به تخلص « امينى » « 4 » برميخوريم كه تخلص فضل اللّه است و در نام كتاب « عالم آراى امينى » نيز ديده مىشود . كوششهاى پنهانى فضل اللّه و اغواء و تحريكات او هيچگاه به نتيجه نرسيد نه سلطان سليم گردن شاه اسمعيل را زد و نه محمد خان شيبانى توانست عليه سربازان قزلباش قدرتى از خود نشان دهد ولى از آثارى كه از قلم او در اين زمينه باقى مانده است ميتوان به اين نتيجه رسيد كه فضل اللّه روحى آرام و آزاد نداشته است . 5 - آثار الف - آثار فضل اللّه بن روز بهان كه نسخ آنها بما رسيده است : 1 - بديع الزمان فى قصة حى بن يقظان - اين كتاب به زبان فارسى در سال 892 يا قبل از اين تاريخ نوشته شده است . اين قصه بدون شك متعلق بداستان فلسفى ابن طفيل است . كمى قبل از اين تاريخ جامى سلامان و ابسال خود را كه ترجمهء ديگرى از همان موضوع ( يونانى الاصل ) است ، بسلطان يعقوب اهداء كرده است . « 5 » نسخه‌اى از اين اثر تا حال بدست نيامده است و آشنايى حاجى خليفه با اين كتاب ( ج 2 ص 32 شمارهء 1753 ) بايد متكى بر گفتار مؤلف در مقدمهء تاريخ امينى باشد ، آنجا كه گويد « و بعد از فراغ از درس و مطالعهء بعضى

--> ( 1 ) - متن انگليسى تاريخ ادبيات ايران تأليف براون ج 4 ص 367 . ( 2 ) - فضل اللّه در صفحهء 63 مهمان نامهء بخارا گويد « چون در زبان تركى و لطايف آن ما را چندان مهارتى نيست . » ولى در صفحهء 255 همين كتاب گويد « و از جمله فوايد كه فيض الهى بدين فقير منحت [ كذا ] و عطا فرمود يكى آن بود كه كتابى از مصنفات حضرت خواجهء يسوى . . . مطالعه كردم و آن بر زبان تركى بود چندان دقايق علوم و حقايق علم تصوف درو يافتم كه گمان ندارم كه در مقاصد سلوك و بيان مراتب وصول و حقايق مواجيد و ذكر ترتيب منازل سالكان و مقامات و اصلان مثل آن كتابى مرتب شده باشد . » ( 3 ) - احسن التواريخ چاپ سدن Seddon ص 170 . ( 4 ) - در اشعارى كه از فضل اللّه در كتاب مهمان نامهء بخارا آمده است بيشتر تخلص « امين » دارد . ( 5 ) - شرح حال جامى تأليف آقاى على اصغر حكمت ( 1320 ) ص 190 . اين اشعار در سال 885 سروده شده است .